تبليغاتX
هر چی تو بگی








 

رابطه دو چشم با هم

 

با هم باز میشن  با هم بسته میشن  با هم میچرخن 

 

با هم میخندن  با هم گریه میکنن  با هم میسوزن

 

جالب اینه که هیچ کدوم هم دیگرو نمی بینن

 

دوست یعنی این  دوستی بی ریا

 

ولی این دوتا چشم وقتی که عاشق میشن

 

یکیشون راه به راه بسته میشه باز میشه

 

ولی اون یکی هیچ حرکتی نمیکنه

 

یه نتیجه اخلاقی:

 

عشق حتی بهترین دوستی ها رو هم نابود میکنه

 

 

 



نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386 ساعت 22:59 توسط یه بنده خدا
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


 

 

 

اگر چه خسته از رهم ولی برای دیدنت

 

به بال شوق یاد تو سوار میشوم بیا

 

تمام هستی ام تویی تو ای مسافر سپید

 

برای یک نگاه تو نثار می شوم بیا

 

 

 

 

اگر در کمال خونسردی با تو نشسته ام

 

اگر نفس می کشم جمعه های انتظار را

 

در پشت ارامش سالها

 

اگر خاطره می خوانیم و جاودانه می مانیم

 

و زندگی را میسازیم بی دغدغه

 

اگر مادرم هست و تو نیستی

 

اگر پدرم هست و تو نیستی

 

اگر خواهر و برادرم هنوز لحظه ها را زنده اند

 

بی هیچ دلواپسی تو نیستی

 

اگر دنیا را با همه بچگی ها و خوبی  و بدی ها داریم

 

اگر همه چیز هست و تو نیستی

 

یعنی اگر همه چیز مانده و تو نیستی

 

برای این است که تو برای ماندن رفته ای که هستی

 

که اگر تو نیستی باید همه چیز باشد

 

چرا که تو هستی

 

 

 

دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است گاه نگاه...

 

این درد مشترک ماست که گاهی نمی توانیم در چشمان هم نگاه کنیم...

 

 

   ولادت حضرت زهرا(س) و روز زن بر همه زنان اریایی

 

 

                            مبارک باد

 

                               

 

 

 

 



نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 10:0 توسط یه بنده خدا
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


  

حالا که امده ای نگاه کن در این هوای گرم

 

در سر چهاراه ان پسرک بادکنک فروش

 

همه جا را رنگین کرده است

 

همه کوچه ها و خیابانها را

 

همه چشمها و چشم اندازها را

 

حالا که امده ای پیشاپیش همه

 

بارانها به دیدارت می ایند

 

خودت به من اموختی که برای

 

دیدن دریا دل داشته باش

 

حالا که امده ای بی انکه چیزی بپرسی

 

و بی انکه چیزی بگویم

 

زیبا همین جا نشسته است

 

روبه روی همه سالهایی که تمام نمیشوند

 

حالا که امده ای دوباره همین سوال را می پرسی

 

ومن دوباره میگویم که زیباست سرنوشت همه

 

شاعرانی که دوباره متولد میشوند

 

حالا که امده ای قبول کن

 

من هم همین را میگویم

 

میان ما فاصله نیست

 

فاصله ها را فیلسوفها به وجود اورده اند

 

حالا که امده ای همین یک کلمه کافیست

 

امده ای

 

بیا و در کنارم بنشین...

 

 



نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 11:59 توسط یه بنده خدا
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت